او جایی ایستاده بود که صدایِ هیچکس به آن نمیرسید؛ در میانِ نیزارهایِ بلندِ تالابی که انگار در حالِ بلعیدنِ خودش بود. در منطقهای که همه فقط «تیراندازی» را راهِ ارتباط با طبیعت میدانستند، او تنها کسی بود که دوربینش را مثل یک سلاحِ مخفی در دست گرفته بود. او یک «شکارچیِ بیآزار» بود؛ شکارچیِ لحظههایی که هیچکسِ دیگر نمیدید.
اولین نفر کامنت بزار
تمامی حقوق این وبسایت متعلق به شنوتو است