با تو ای آزادهیار از درد درمان ساختم
از شبی دلمرده صدها صبح خندان ساختم
از جماد و نامی و حیوان _نگویم بهتر است_
دودمانها دود شد تا از تو انسان ساختم
از تو انسان ساختم تا با تو همبالین... و آه
وصل را ترک ادب دیدم به هجران ساختم
از من و دهپشت من از شدت شرم حضور
استخوانها گرد شد تا من به حرمان ساختم
گردهٔ آن استخوانها را که پامال تو شد
گرد کردم سرمهٔ چشم غزالان ساختم
هر کجا اشکی به خاک افتاد من پرپرزنان
از همان یک قطره ده هنگامه طوفان ساختم
« از تحیر شش جهت بسته است بر من راه عشق »
از همین یک مصرع بیدل سه دیوان ساختم
من به فرمان تو از وصل تو روگردان شدم
« آه عشق و آه عشق و آه »... من باران شدم
علیاکبر یاغیتبار
پنجم بهمن نود و شش. قشم
اولین نفر کامنت بزار
عشق عزیز عشق گرامی
پایان روزهای بد من
...از هر طرف محاصره در هیچم؛
دنیا حریف زجر ر...
▨ نام شعر: رواق
▨ شاعر: علیاکبر یاغیتبا...
از این بالا زمین قدِّ یه اَرزَن خُرد و ناچیزه
▨ شعر: ماندهام
جنگل ثمر نداشت تبر اختراع شد
شیطان خبر ند...
دو پنجاه اسب طوفان-گرده را از گریه پی کردم
<...تمامی حقوق این وبسایت متعلق به شنوتو است