• 2 ماه پیش

  • 10

  • 01:01:05

ای دل آن دم که خراب از می گلگون باشی ۴۵۸

رواق / Ravaq
0
توضیحات

«««««🍷می‌بهـا»»»»»

غزل نمره ۴۵۸

فاعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن


ای دل آن دم که خراب از می گلگون باشی

بی زر و گنج به صد حشمت قارون باشی


در مقامی که صدارت به فقيران بخشند

چشم دارم که به جاه از همه افزون باشی


در ره منزل ليلی که خطرهاست در آن

شرط اول قدم آن است که مجنون باشی


نقطه‌ی عشق نمودم به تو هان سهو مکن

ور نه چون بنگری از دايره بيرون باشی


کاروان رفت و تو در خواب و بيابان در پيش

کی روی؟ ره ز که پرسی؟ چه کنی؟ چون باشی؟


تاج شاهی طلبی گوهر ذاتی بنمای

ور خود از گوهر جمشيد و فريدون باشی


ساغری نوش کن و جرعه بر افلاک فشان

چند و چند از غم ايام جگرخون باشی؟


حافظ از فقر مکن ناله که گر شعر اين است

هيچ خوشدل نپسندد که تو محزون باشی



Support this podcast at — https://redcircle.com/ravaq/donations

با صدای

رده سنی
محتوای تمیز
تگ ها
shenoto-ads
shenoto-ads