▨ نام شعر: از آن نیمه
▨ شاعر: محمد مختاری
▨ با صدای: محمد مختاری
▨ پالایش و تنظیم: شهروز
_____________
باید درست نیمهی شب باشد آنجا که چشم میبندد او در نمک
اکنون که چشم میگشایم اینجا در برفی که از صبح افقی باریدهاست
خوابی که دیده میشود آن سوی زمین در این سو قطارم را میبرد
و همهمه سرم را انباشته است.
کی میرسد؟
چگونه پایان خواهد یافت
این خط که بین دو حاشیه کشیده میشود؟
و این زن ِ شکسته که سمت چپم نشسته
میبافد یکریز رجهایش را
و میلهها و انگشتانش زیر و رو میشوند در نمک و برف.
سر برمیگردانم تا ایستگاه که پیشوازی یا بدرقهای ندارد
رویای وقت را تکههای جنگل ِ ناآشنا سوراخسوراخ کردهاست
جسم ِسپید که نی یا نیزهای گُله به گُله پوستش را کنده باشد
تابیده است وسوسه در ذهن و ناگزیر روانم در خوابی که دیده میشود آن سو
و دورهی رویا را دستی میچیند با مقراض
هرچند وقتی چشم برهم مینهم
در صفحهی سپید میبینم مژگان اوست که بر هم قرار گرفتهست
میتابد
خواب
از ته ِ دریاچههای منجمد
و باد میسوزاند صورتش را هرگاه از نمک بیرون میزند تا بیامیزد با کودکانی که سطح ِ یخ را بهانهی جشن و بازی کردهاند
رقصی که بازمیگردد تا عمق ِ بلور تا شب ِ آن سو
آن پیکره چگونه برون مانده است و زل زده است و دعوت میکند؟
انگار هرچه گم شده است آنجا در خاک
اینجا برون میآید از یخ
و شاهد زمین است
این صورت تکیدهی شفاف
با گوشوارهای که هنوز برق میزند و زخم گوشهی دهانش را میتاباند
که قدمت جیغش را در تنهایی معین میدارد
و سرنوشتی را برش میزند تا این مسافر که هیچکس صدایش را نمیشنود در خوابی که دیده میشود آن سو
باید درنگ میکردم وقتی لبهایم کرخت میشد
سرمای تازه بازوی راستم را
اولین نفر کامنت بزار
▨ نام شعر: هامون (بخشی از شعر بلند «منظومۀ ایرا...
▨ نام شعر: جنون رودابه
▨ شاعر: محمد مختار...
▨ نام گردانه: در بزرگداشت محمد مختاری
▨ ش...
▨ نام شعر: گلدان آبی
▨ شاعر: محمد مختاری<...
▨ نام شعر: بخشی از شعر واگویه (نسخهٔ دوم)
▨ نام شعر: دانوب ِ خاکستری
▨ شاعر: محمد م...
تمامی حقوق این وبسایت متعلق به شنوتو است