• 2 هفته پیش

  • 13

  • 03:31

اسماعیل خویی | وقتی که من بچه بودم

اسماعیل خویی | با صدای خودش
0
توضیحات

▨ نام شعر: وقتی که من بچه بودم

▨ شاعر: اسماعیل خویی

▨ با صدای: اسماعیل خویی

▨ پالایش و تنظیم: شهروز

ــــــــــــــــــــــــ

وقتی که من بچه بودم

پروازِ یک بادبادک

می‌بردَت از بام‌های سحرخیزیِ پلک

تا نارنج‌زارانِ خورشید

آه آن فاصله‌های کوتاه


وقتی که من بچه بودم

خوبی زنی بود

که بوی سیگار می‌داد

و اشک‌های درشتش

از پشت آن عینک ذره‌بینی

با صوت قرآن می‌آمیخت


وقتی که من بچه بودم

آب و زمین و هوا بیشتر بود

و جیرجیرک شب‌ها

در متن موسیقیِ ماه و خاموشی ژرف

آواز می‌خواند


وقتی که من بچه بودم

لذت خطی بود

از سنگ تا زوزۀ آن سگِ پیرِ رنجور

آه آن دست‌های ستمکارِ معصوم {مظلوم}


وقتی که من بچه بودم

می‌شد ببینی

آن قمری ناتوان را

که بالش زین سوی قیچی

با باد می‌رفت

می‌شد

آری می‌شد ببینی

و با غروری به بی‌رحمی بی‌ریایی

تنها بخندی


وقتی که من بچه بودم

در هر هزاران و یک شب

یک قصه بس بود

تا خواب و بیداری خوابناکت

سرشار باشد


وقتی که من بچه بودم

زور خدا بیشتر بود


وقتی که من بچه بودم

بر پنجره‌های لبخند

اهلی‌ترین سارهای سرور آشیان داشتند. آه!

آن روزها گربه‌های تفکر

چندین فراوان نبودند


وقتی که من بچه بودم

مردم نبودند


وقتی که من بچه بودم

غم بود

اما کم بود

▨ 

اسماعیل خویی

ــــــــــــــــــــــــ

پی‌نوشت اول: این شعر با صدای فرهاد مهراد و در آلبوم برف، اجرا شده است.

پی‌نوشت دوم: متن شعر منطبق بر خوانش شاعر است و با نسخه‌ی چاپ شده در کتاب، تفاوت دارد. شکل مکتوب شعر‌، در داخل آکولاد {} آمده است.


با صدای
اسماعیل خویی
دسته بندی‌ها

رده سنی
محتوای تمیز
shenoto-ads
shenoto-ads