• 3 هفته پیش

  • 26

  • 08:31

محمد مختاری | جنون رودابه

محمد مختاری | با صدای خودش
0
توضیحات

▨ نام شعر: جنون رودابه

▨ شاعر: محمد مختاری

▨ با صدای: محمد مختاری

▨ پالایش و تنظیم: شهروز

___________

...

جنون رودابه است این سرزمین

هزار پرده فروهشته اند و می‌نگرند 

و خاک وقتی آمخته شد

شغاد را

حتی از پشت زال بر می‌انگیزند..

-«جاری ست رود

از شش هزار خاطره خونینم

.راهی درون خاک به بیداری رگی در قلبی افسرده

قوس عبور سیاره

در باور جهان

و استحاله‌ی تنهایی

در خون کودکانم...


-«معماری خلاصه‌ی خاک

در بازتاب سلول‌های آدمی

وقتی که نور تنها در درد تجزیه می‌شود..

و باد خرمنی گرسنگی بردوش

از لابه لای درها و دیوارها می‌گذرد.


آرامشِ گریخته، رویای بازمانده

دستِ مذاب

و عنکبوت‌های آتش در حدقه‌های شکسته.

و چهره‌های مخطط

در طرح آبرفتی عمر

خاک سیاه

تابوتِ گز

نگاه ایرانی...

نگاه روی سبز و زرد و آبی و کبود

 به ولّ و ولّ آفتاب و گام‌های نوراه

که از شکاف‌های تشنه و کبود بر می‌آیند..

-«زمین همیشه رؤیایش را آشکار کرده است.

و آرواره‌های موش کور

سریعتر از موج ریشه نیست.


شب از سحابی نمک

و آفتاب در بلور عاشقان

شکستن طلسم «حوض سلطان» را بازتاب کرده‌اند.

دروغ، برف در تموز است..

و آن که راز عاشقانه جنازه ها را در دریاچه نهفته بود

به سنگبارانی رسوا

شکست.


دروغ، برف در تموز است.

گرسنگی هنوز در کاکل کپرها می تابد.

و آن که صبر و نور هدیه شکم‌ها می‌کند.

قبای تنگش را

گشادتر می‌دوزد...


نشانه ها بر آبرفت رود، بر مفاصل زمان

 رباط‌


با صدای
محمد مختاری
دسته بندی‌ها

رده سنی
محتوای تمیز
shenoto-ads
shenoto-ads