کوچکتر که بودم پدرم ؛ مث همه پدرمادرا همیشه توصیه میکرد با آدمهای درست، دوست بشم. کسایی که یه چیزی ازشون یاد بگیرم. یه چیزی به من اضافه کنن. بچههایی که مودب و باشخصیت باشن و من بتونم به دوستیشون افتخار کنم و به دیگران خصوصن پدرمادر خودم معرفیشون کنم: بگم با این آدم دوستم. تا اینجاش که فکر کنم خیلی عادی بود و برای همه تکراری. اما یه چیز جالبی که یادم میاد همیشه میگفت، این بود که میگفت یادت باشه با آدم عاقل دوست بشی نه آدم باهوش. صادقانه بگم معمولن این تضاد عقل و هوش، برای من بیشتر جنبه منفی داشت. یعنی فکر می کردم آدم عاقل همون آدم خنگه که به دلیل خنگی و اینکه میدونه خنگه محافظهکار هم هست.
امروز قصد داریم یه کم بیشتر درباره هوشوخرد و جنبهها و اشکال مختلف هوش صحبت کنیم.
اولین نفر کامنت بزار
نقشه راه همیشه من رو یاد نقشههایی میاندازه که...
دیدین بعضی از آدمها وقتی یه مطلبی رو توضیح می...
میگن بعضی از آدمها مهرهمار دارن، هرجا میرن ...
خیلیها معتقدند تغییر پایهی تمام مفاهیم توسعه ...
تمامی حقوق این وبسایت متعلق به شنوتو است