پدافند جیبی
راهنمای کوتاه برای آگاه زیستن در جهان ناپایدار
این قسمت: چرا گاهی باید تلویزیون را خاموش کنیم؟
تلویزیون روشن است و صداها پشت سر هم میآیند؛ خبر، تحلیل، تصویرهایی که تکرار میشوند و موسیقیای که نگرانی را زیر پوست مینشاند. مینشینی پای آن تا «در جریان باشی»، اما بعد از یک ساعت حس میکنی چیزی از تو کم شده؛ نه چیزی فهمیدهای، فقط دلت آشوبتر شده.
ما فکر میکنیم خاموش کردن تلویزیون یعنی بیخبری، یعنی فرار از واقعیت. اما گاهی خاموش کردنش دقیقاً همان کاری است که برای دیدنِ درستِ واقعیت لازم داریم. آن جعبهی روشن طوری ساخته شده که چشم را نگه دارد، هیجان را زنده نگه دارد و نگذارد لحظهای آرام بگیریم؛ و در این بیقراریِ مدام، توان فکر کردن کمکم ته میکشد.
در این قسمت حرف میزنیم از اینکه تلویزیون چطور ذهن ما را در یک حالتِ هشدارِ همیشگی نگه میدارد، چرا جدا شدن از آن اینقدر سخت است، و چطور میشود گاهی خاموشش کرد، نه برای آنکه از جهان فاصله بگیریم، بلکه برای آنکه دوباره فرصت داشته باشیم خودمان فکر کنیم؛ نه با ریتمی که کسی دیگر برایمان تعیین کرده.
این پادکست هم مثل قبلیها در میانهی همان روزهای جنگ ضبط شد؛ روزهایی که صفحهی تلویزیون انگار هیچوقت خاموش نمیشد و هر لحظه خبری تازه از راه میرسید. حالا که اینترنت برگشته بارگذاریاش میکنم. شاید امروز به کارتان بیاید، شاید هم نه؛ اما چه کسی میداند؟ شاید یک روز دوباره به کار بیایند.
اولین نفر کامنت بزار
پدافند جیبی
پدافند جیبی
تمامی حقوق این وبسایت متعلق به شنوتو است