• 3 روز پیش

  • 8

  • 14:00

حلاج و حسنک

شب های بیداد
1
توضیحات

«اگر مقبول بوَد، به ردّ خلق مردود نگردد؛ و اگر مردود بوَد، به قبول خلق مقبول نشود.»


بسم الله الرحمن الرحیم 

دریغا!

و بسیار بار دریغا

که آن روضه های رضوانی

برجای

نیست

که این تاریخ

بدان

چیزی نادر

شدی

.

در خلوتی می اندیشیدم ساعت ها گذشته بود

در خیل کتاب ها نشسته بودم 

تمایلی به نوشتنم نبود، از طرفی چیزی جز نوشتن روحم را تسکین نمیداد،یاد حرف محمد ابن محمد افتادم که میگفت:گاهی متونی که پیشینیان تقریر کرده اند را بخوانیم،

کتاب فرهنگ ضرب المثل های عربی نظرم را جلب کرد

 که تقریبا خیلی وقت ها کنار دستم هست، یکی از آن کتاب هایی است که با تورقش ذهنم پر از ایده و داستان میشود،

 تورق میکردم!

چشمم افتاد به این ضرب المثل:

الدّمُ لا یَنامُ

خون نمیخسپد. 

در ادامه ی همین قفسه‌ تاریخ بیهقی بود

بیهقی میگفت:

اما یک چیز بر دل ما

ضجرت کرده است

و می اندیشم نباید که

حاسدان دولت را

که کار این است که

جهدِ خویش میکنند

تا که برود و گریزد

و دل مشغولیها می افزاید

چون کژدم

که کار او گزیدن است

بر هر چه پیش آید.

امان از بوسهل زوزنی های تاریخ،

و مرحبا به بوالفضل ها و عطار ها

و مرحبا به بو نصر مشکان استاد بیهقی، که در حقش مینویسد:

و چون مرا عزیز داشت 

و نوزده سال در پیش او بودم

عزیزتر از فرزندان وی

-

و نواختها دیدم و

و نام و جاه و مال و عز یافتم،

واجب داشتم بعضی از محاسن وی

که مرا مقرر گشت -

بازنمودن و

آن را تقریر کردن .

و باقی تاریخ

چون خواهد گذشت

که نیز نام بونصر

نبشته نیاید

قلم را لختی بر وی بگریانم

بگذریم 

 — گفت آن یار کزو گشت سر دار بلند, جرمش این بود که اسرار هویدا میکرد.

بنشین برایت دو قصه بخوانم از دار 

و چه کسی توانست مثل حافظ بنویسد که دار اگر بلند است به واسطه ی سر مردان خداست؟



پادکست حلاج و حسنک

 و

حلاج و دیدار حق

زمان انتشار:

پاییز 1404


با صدای

رده سنی
محتوای تمیز
shenoto-ads
shenoto-ads