پس از مرگ سیاوش، انتقامگیریهای ایرانیان (از جمله کشته شدن سرخه، پسر افراسیاب، و پیلسم، برادر پیران) نتوانست خشم آنان را فرو بنشاند. رستم به توران لشکر کشید و سالیانی بر آن سرزمین حکومت کرد و خونهای بیگناه بسیاری ریخته شد. افراسیاب تلافی کرد و با حمله به ایران، هفت سال خشکسالی و ویرانی به بار آمد. در آن بحران، سروش (فرشته پیامآور) در خواب گودرز ظاهر شد و راه نجات را پایان دادن به انتقامگیری و به پادشاهی رساندن کیخسرو (نوه افراسیاب، فرزند سیاوش) دانست. گودرز پسرش گیو را مأمور کرد تا به توران برود. گیو پس از هفت سال جستجو، کیخسرو را در بیشهای یافت. کیخسرو او را نزد مادرش فریگیس برد. فریگیس گفت باید اسب پدرش (شبرنگ بهزاد) را پیدا کنند. اسب را بر سر چشمه یافتند و اسب کیخسرو را شناخت. این اپیزود داستان تعقیب گلباد و سیصد تن از تورانیان است. آنها تلاش میکنند راه گریز گیو، کیخسرو و فریگیس به سوی ایران را ببندند. آیا موفق میشوند؟
پیشگفتار و خلاصه: 0:07
حرکت به سمت ایران- آغاز قصه: 3:05
آگاه شدن پیران از فرار کیخسرو: 7:16
نبرد گیو با گروه سیصدنفره تورانی: 8:30
شرح نبرد از زبان گیو: 11:47
شرح نبرد از زبان گلباد: 13:05
اولین نفر کامنت بزار
تمامی حقوق این وبسایت متعلق به شنوتو است