نام داستان: رفیقهای مکزیکی
نویسنده و خوانش: احسان عبدی پور
عکس کاور و تنظیم: کریم فائقیان
پشت چراغ قرمزا از تاکسی در میام، میرم رو کاپوت وایمیسم و دمام میزنم، وقتی یکی کاشتتم تو سرما و نمیاد، وقتی باختیم، وقتی دقیقه هشتاد و پنجِ دوتا جلوییم، وقتی پس فردا موعد کرایه خونست و ندارم، تو سرم دمام میزنم، از منیریه تا تجریش دمام زدم یه بار، تو کلوزهام تنهایی دمام زدم، بارون که تند میشه دمام میزنم، وقتی تو اختتامیه ها وراجی مقام مسئول تمام نمیشه، گوشام میگیرم و دمام میزنم، تو خونه، ظرفا که میشورم مرما میکنم و دمام میزنم، جونورای تو سرمو ایجوری دک میکنم، نشد میزارم میرم جنوب، روز بوده که هشتاد بار بین تهران و بوشهر تو رفت و برگشت بودم، هیمشه اول قهوه خونه ناجی ظاهر میشم، آخرین باری که رفتم عکس دو نفرش با مخلباف را ازیر میز درآورده، بزرگتر کرده بود، زده بود کنار پوستر تنگسیر رو دیوار ...
اولین نفر کامنت بزار
من تو را برای باقی مانده عمرم میخواستم. بر...
نام داستان: حیات سیاسی یوسف رستم
نویسنده ...
برایم بخوان محمّد
میخواهم برگردم
ا...
ویژه نامه فرهاد مهراد
فرهاد مِ...
نام داستان: راجرز
نویسنده و خوانش: احسان ...
بگذار
آفتاب من
پيرهن ام...
نام داستان: ممدشاه
نویسنده و خوانش: احسان...
ویژه نامه محسن نامجو
محسن نامج...
نام داستان: خانه سنایی
نویسنده و خوانش: ا...
تمامی حقوق این وبسایت متعلق به شنوتو است