توضیحات
ما زوج عجیبی هستیم، تو و من. همهچیز تو به من بستگی دارد و همهچیز من وابسته به توست: اگر تو بیمار شوی، من هم میشوم. اگر من بمیرم، تو هم میمیری. اما نه من میتوانم با تو ارتباط برقرار کنم نه تو با من. با وجود حکمت بیپایانت، تو حتی نمیدانی من چه شکلی هستم، چند سالهام، به چه زبانی حرف میزنم. نمیدانی اهل کجا هستم. کجا زندگی میکنم و چه میکنم. حتی نمیدانی سیاهپوستم یا سفیدپوست، جوانم یا پیر، بلندم یا کوتاه. من هنوز نمیدانم آیا تو یک شخص هستی یا نه. ما دو غریبهایم که به یک سرنوشت مشترک گره خوردهایم، دو موجود که در یک بدن به وحدت رسیدهاند. دو موجود که یکدیگر را نمیشناسند و از هم دورند…