این داستان تصویری از کودکی است که پیش از موعد بزرگ شده و زیر بار فقدان، بیماری و کنترل افراطی، یاد گرفته «بخندد» تا زنده بماند. روایت هشدار میدهد که نظارت سختگیرانه بدون ترمیم زخمهای عمیق روانی، نهتنها امنیت نمیسازد، بلکه نوجوان را به مسیرهای پنهان و پرخطر سوق میدهد.
اولین نفر کامنت بزار
این روایت نشان میدهد وقتی جدایی عاطفیِ والدین ...
در این اپیزود میشنویم که مهاجرتِ معلق و بلاتکل...
وقتی اولین دروغ فرزندت را نه در حرف، بلکه در گو...
خیانت، قهر، طلاق، و گفتنِ رازهایی که کودک نباید...
در این اپیزود داستان علی را میشنویم؛ پسری ۹ سا...
وقتی کنجکاوی نوجوانی با سکوت والدین و بیمسئولی...
این اپیزود روایتی از مادری است که میان سختگیری...
درباره حفظ ابعاد زندگی کودک و تک بعدی بارنیاورد...
وقتی مرزها جابهجا میشوند و آزادی بیحد، کودکی...
تمامی حقوق این وبسایت متعلق به شنوتو است