• 9 ساعت پیش

  • 2

  • 06:36

سعید سلطانپور | با کشورم چه رفته است

شعرهای کمونیستی ایران
0
توضیحات

▨ نام شعر: با کشورم چه رفته است؟

▨ شاعر: سعید سلطانپور

▨ با صدای: سعید سلطانپور

▨ پالایش و تنظیم: شهروز کبیری

ــــــــــــــــ

به یاد سعید سلطانپور از جشن عروسی به ضیافت مرگ رفت.

ــــــــــــــــ

با کشورم چه رفته است؟

با کشورم چه رفته است

که زندان‌ها

از شبنم و شقایق

سرشاراند

و بازماندگانِ شهیدان

- انبوه ابرهای پریشان و سوگوار -

در سوگِ لاله‌های سوخته می‌بارند؟

با کشورم چه رفته است

که گل‌ها هنوز سوگوارند {داغدارند}؟


با شورِ گردباد

آنک

منم که تفته‌‌تر از گردبادها

در خارزارِ بادیه می‌چرخم

تا آتشِ نهفته به خاکستر

آشفته‌تر ز نعرهٔ خورشید‌های «تیر»

از قلبِ خاک‌‌های فراموش سرکشد

تا از قناتِ حنجره‌ها

فوجِ {موجِ } خشم و خون

روی غروبِ سوختهٔ مرگ پر کِشد.


این نعرهٔ من است

این نعرهٔ من است

که روی فلات می‌‌پیچد

و خاک‌‌های سکوتِ زمانهٔ تاریک را می‌‌آشوبد

و با هزار مشتِ گران

بر آب‌‌های عمان می‌کوبد

این نعره‌‌ی من است که می‌‌روبد

خاکسترِ زمان را از خشمِ روزگار


بعد از تو ای

ای گلشنِ ستارهٔ دنباله‌دارِ اعدامی!

ای خسروِ بزرگ!

که برق و لرزه در ارکانِ خسروان بودی

ای آخرین ستاره!

خونین‌ترین سرور!

در باغِ ارغوان

در ازدحامِ خلق

در دوردست و نزدیک

من هیچ نیستم

جز آن مسلسلی که در زمینه‌ی یک انقلاب می‌گذرد

و خالی و برهنه و خون‌آلود

سهم و سترگ و سنگین

در خون توده‌‌های جوان می‌‌غلتد

تا مثلِ خار سهمناک و درشتی

- روییده بر گریوهای گلِ سرخ -

آینده را

بماند

در چشمِ روزگار

یادآور شهادتِ شوریدگانِ خ


با صدای
سعید سلطانپور
دسته بندی‌ها

رده سنی
محتوای تمیز
تگ ها
shenoto-ads
shenoto-ads