مردی که سالها با حسرت از رفیق شهیدش می گفت،حالا، پس از سالها دلتنگی،
بغضِ فروخوردهاش به لبخندی آرام در آسمان بدل شده…
📻 این قسمت از رادیو سربند
روایت رفاقتی است که از یک پایاننامه شروع شد
و قدمبهقدم به ایستگاه شهادت رسید؛
رفاقت آن دو،روایتی بود از برادری،
از آن دست عهدهایی که با دل بسته میشوند.
بر سر ایمان، علم، و مسیری که تا آخرین لحظه زندگی ادامه دارد...
درست مثل قصهی مردانی که روزی در سایهی رسول خدا با هم پیمان بستند که این راه را تا شهادت با هم طی کنند.
اولین نفر کامنت بزار
محتوایی پیدا نشد
تمامی حقوق این وبسایت متعلق به شنوتو است