بعضی وقتها آدم یه تصمیمهایی میگیره که خودش هم نمیفهمه از کجا اومده.
یه روز فقط بیدار میشی و حس میکنی یا باید فرار کنی…
یا باید اونجایی که ایستادی بمونی و کمکم از بین بری.
من فرار نکردم؛
رفتم دنبال یه چیزی که خودمم دقیق نمیدونستم چیه.
یه سفری که هیچ تضمینی نداشت، هیچکس پشتَم نبود، و هیچی هم قرار نبود آسونتر بشه.
اولین نفر کامنت بزار
کتاب وحشی روایت واقعی از زندگی زنی ست که در میا...
کتاب وحشی/ داستان دختری که خودش را نجات داد
تمامی حقوق این وبسایت متعلق به شنوتو است