در این بخش از روایت، استاد خسرو معتضد از نوشتههای سرگرد احتسابیان میگوید؛ جغرافیدانی که دههها پیش، ایران را قلب کمربند جهانی نفت میدانست.
از شمال تا جنوب کشور، از مغان و تبریز تا مسجدسلیمان و اهواز، نشانههای ثروتی بود که بیوقفه استخراج و بیدردسر برده میشد.
چاههایی که روزانه هزاران تن نفت میدادند، در حالی میجوشیدند که مردم در فقر، شهرها در رکود و راهها در خاموشی مانده بودند.
حتی برای مهار فوران یک چاه، متخصصی آمریکایی با دستمزدی نجومی میآمد؛ نشانهای از وابستگی و غفلت.
در کنار این ثروت افسانهای، سربازان کشور از سوءتغذیه و بیماری رنج میبردند و نان و کشک، قوت غالبشان بود.
این روایت، تضاد تلخ میان ثروت ملی و زندگی فرسوده مردمی را نشان میدهد که سهمی از داشتههای خود نداشتند.
تهیه کننده و گوینده:فاطمه ربانی
تاریخ نگار:خسرو معتضد
تهیه کننده پادکست:مصطفی رهگذر
اولین نفر کامنت بزار
در این بخش از روایت احزاب، داستان حزب ایران نوی...
در این قسمت از کلاه فرنگی خواهید شنید که شاه پس...
در این قسمت از «کلاه فرنگی»، استاد خسرو معتضد ر...
در این قسمت از کلاه فر...
در این قسمت از کلاه فرنگی، همراه شوید تا پرده ا...
در این قسمت از کلاهفرنگی، قدم میگذاریم به زند...
در این قسمت از کلاهفرنگی، استاد خسرو معتضد ما ...
در این قسمت از کلاه فرنگی، استاد خسرو معتضد ما ...
در این قسمت از کلاه فرنگی همراه استاد خسرو معتض...
تمامی حقوق این وبسایت متعلق به شنوتو است