عمارت ماهنشین، در آن عصرِ آخر، ساکت ایستاده بود، نه برای پایانِ چیزی، بلکه برای نگهداشتن ردّ قدمهایی که آمده بودند و رفته بودند، برای حفظ خندههایی که در دیوارهایش پیچیده بود، برای شاهد بودنِ دلهایی که کمی تغییر کرده بودند، و شاید برای به خاطر سپردنِ این حقیقت ساده که گاهی زندگی، در میان یک سفر کوتاه، در میان چند روز کنار آدمهایی ناآشنا، آرام مسیرش را عوض میکند، بیآنکه کسی دقیق بفهمد از کجا.
اولین نفر کامنت بزار
تمامی حقوق این وبسایت متعلق به شنوتو است