پریسیلا عاشق داشتن کلکسیون چیزهای مختلف بود. نه این که چیزهای خاصی رو جمع کنه، اون چیزهای کوچیک و بزرگ رو جمع میکرد. چیزهای معمولی، هرچیزی… پریسیلا یک موش صحرایی بود. یک روز که توی خونهاش مشغول آشپزی بود، نامهای به دستش رسید و وقتی اون رو بازش کرد با خوشحالی داد زد: "هورا…من عاشق مهمونی هستم." اون به جشن تولد دوستش فلی دعوت شده بود. بعد از خونهاش بیرون رفت تا دنبال کادویی برای دوستش بگرده.
کتاب صوتی ستاره شانس پریسیلا موش صحرایی را به طور کامل و با بالا ترین کیفیت از شنوتو گوش کنید
اولین نفر کامنت بزار
تمامی حقوق این وبسایت متعلق به شنوتو است