جورج بریچ در کتاب صوتی جوجه کوچولو، داستان جوجهای را تعریف میکند که اتفاق عجیبی برایش رخ میدهد.
یک صبح شاد و آفتابی جوجه کوچولو در راه مدرسه بود که یک بلوط روی سرش افتاد. او خیلی ترسید و همینطور که فرار میکرد داد میزد: آسمون داره میاُفته، آسمون داره میاُفته!
پِنی مرغه هم داشت به مدرسه میرفت و وقتی که دید جوجه کوچولو اینجوری داد میکشه خیلی ترسید او هم به همراه دوستش شروع کرد به داد و فریاد و فرار کردن…
کتاب صوتی جوجه کوچولو را به طور کامل و با بالا ترین کیفیت از شنوتو گوش کنید
اولین نفر کامنت بزار
تمامی حقوق این وبسایت متعلق به شنوتو است