کتاب صوتی پیتر پن دربارهی خانوادهای به نام دارلینگ است که در شهر کوچکی زندگی میکنند. یک شب آقا و خانم دارلینگ میخواستند به مهمانی شهردار بروند. وقتی بچهها خواب بودند ناگهان یک پسر عجیب و غریب با لباس سبز از پنجره به داخل اتاق پرید. بچهها از دیدن پسرک ترسیده بودند و نمیدانستند که چه ماجراهایی در انتظارشان است...
در قسمتی از کتاب صوتی پیتر پن (Peter Pan) میشنویم:
بچهها گفتند: ولی ما که مثل شما نمیتونیم پرواز کنیم.
پیتر پن گفت: من یه پودر جادویی دارم که اگر روی شما بپاچم شما هم میتونید مثل من پرواز کنید.
بچهها با خوشحالی گفتند: ما با تو میآیم.
پیتر پن کمی پودر جادویی را روی آنها پاچید و آنها نیز توانستند پرواز کنند. وقتی به سرزمین ناکجاآباد رسیدند صدای انفجار شنیده شد...
اولین نفر کامنت بزار
تمامی حقوق این وبسایت متعلق به شنوتو است