در یکی از روزهای ژوئن حدود 18 سال پیش ، قایقی به سمت کانادا و جزیره پرنس ادوارد میرفت.
دختری با موهای قرمز با قلبی پر از امید برای زندگی جدیدش آماده میشد.
ماجرا در جزیره پرنس ادوارد اتفاق می افتد.
زمانی که خانواده ای در گرین گیبلز تصمیم گرفتند پسر بچه ای را به فرزندی قبول کنند.
متیو جهت خوش آمدگویی به پسرک وارد ایستگاه شد ولی به غیر از دختری با موهای قرمز کسی آنجا نبود .
او نمی توانست باور کند که حالا باید از یه دختر نگه داری کنند.
متیو به همراه دخترک به سمت خانه حرکت کردند.
دخترک پرحرف ولی دوست داشتنی بود و میشد از چهره متیو فهمید که او هم کمی از دخترک خوشش آمده .
لوسی ماد مونتگمری ایدهی نوشتن این داستان بی نظیر را از یک خبر روزنامه گرفت. خبری که در آن از فرستادن یک دختر یتیم به جای یک پسر یتیم برای کمک به خانوادهای کشاورز سخن گفته بود.
آن شرلی دختری قدرتمند و عاشق طبیعت است و در برخورد با زیباییهای آن در دنیای خیالات و رویاهای خود غرق میشود
شخصیتی به دور از هرگونه غرور و تنفر که بدون توجه به سرگذشت تیره و غم انگیز خود در پی آغاز یک زندگی جدید است.
اولین نفر کامنت بزار
تمامی حقوق این وبسایت متعلق به شنوتو است