هر کسی میتواند شکلاتهای خوشمزه کارخانه ویلی وانکا را بخرد اما تنها پنج کودک خوششانس میتوانند وارد این کارخانهی شگفتانگیز شوند و تا دلشان میخواهد آبنبات و شکلات بخورند!
چارلی باکت نیز یکی از این پنج بچه بود که با بردن پنج بلیط طلایی اجازه ورود به کارخانه را داشت. ماجرا از این قرار بود که آقای ویلی وانکا مدیر مشهور کارخانه شکلات سازی تصمیم میگیرد فقط پنج کودک را وارد محیط جذاب کارش کند و پس از پایان بازدید نیز به تمام آنها تا آخر عمرشان شکلات و آبنباتهای خوشمزه بدهد.
با اینکه چارلی هیچ امیدی برای گرفتن این پنج بلیط طلایی ندارد و فکر میکند برای همیشه در یک خانواده فقیر باقی میماند و تنها سالی یک مرتبه میتواند شکلات بخورد، قرعه به نامش میافتد و همراه با یک پسربچه چاق و شکمو، یک دختربچه پولدار و لوس، یک دختربچهای که مدام در حال آدامس جویدن است و یک پسربچه معتاد به بازیهای کامپیوتری، راهی این سفر جذاب میشود.
او نمیداند که آقای ویلی وانکا برای آنها چه برنامههایی را تدارک دیده و آیا قصدش از آوردن آنها به کارخانه شکلات سازی تنها از روی مهربانی بوده یا کشف مسائلی دیگر؟ هیچکس نمیداند چون ویلی وانکا به عجیب و غریب بودن مشهور است و چارلی نیز باید حسابی حواسش را جمع کند.
کتاب چارلی و کارخانه شکلات سازی (Charlie and the Chocolate Factory) پس از انتشار در سال 1964 توانست به شهرت و محبوبیت فراوانی برسد. این داستان علاوه بر سرگرمکننده بودن و داشتن نثری طنز و شوخ طبعانه، مفاهیم آموزندهای را هم به کودکان و نوجوانان آموزش میدهد. درواقع چارلی در این رمان نماینده فقر و طبقه ضعیف جامعه است اما میتواند با امید، درستکاری و مهربانی خود به بسیاری از آرزوهایش دست پیدا کند و همچنین در کنار تمامی مشکلات همچنان به خانواده خود عشق میورزد.
مجله نیویورک تایمز درباره داستان چارلی و کارخانه شکلات سازی میگوید: «رولد دال سرشار از شوخ طبعیست و با تسلط کامل به شما اجازه میدهد تا تخیل خود را سرزمین پریان نیز ادامه دهید.»
اولین نفر کامنت بزار
تمامی حقوق این وبسایت متعلق به شنوتو است