داستان منفی اندیشی من!
pause

داستان منفی اندیشی من! این آلبوم بهادار می‌باشد

داستان منفی اندیشی من! این آلبوم بهادار می‌باشد

6 سال پیش
keyboard_arrow_down
  • share
  • code
  • play_arrow11
  • thumb_up 2
  • more_vert

داستان روزی که به مهمونی رفته بودم و دیدم که همه دارن بهم نگاه می کنند و میخندن و پچ پچ میکنند من به خودم شک کردم و به خودم نگاه کردم اما من هیچ مشکلی نداشتم پس چرا بهم میخندیدند؟ منم شروع کردم تو ذهنم به همشون بدبین شدم و ...

: علی زکریائی
…

unfold_more

فاطمه الف

6 سال پیش

اوووه چه نتیجه گیری غلیظی... از اونور پشت بوم نیوفته، صلوات :))