داستان شک بیجا
pause

داستان شک بیجا این آلبوم بهادار می‌باشد

داستان شک بیجا این آلبوم بهادار می‌باشد

6 سال پیش
keyboard_arrow_down
  • share
  • code
  • play_arrow9
  • thumb_up 2
  • more_vert

داستان یه بنده خدایی که به خاطر رفتار های مشکوک خانمش بهش شک کرده بود و تا این که یه روزی میره سروقت گوشی خانمش و میبینه که اولین پامی که تو گوشی خانمشه از طرف یکی به اسم هادیه...

: علی زکریائی
…

unfold_more

فاطمه الف

6 سال پیش

من یک نظر کاملا سلیقه ای و شخصی هم درباره ی این داستان صوتی دارم. اگه چک کردنای همسر، به داد و بیداد و اعصاب خوردی و زهر مار شدن زندگی، ختم نشه، اتفاقا در صورت متوجه شدن، خیلی هم باید لذتبخش باشه کشف شدن توسط همسر. و اگر هم متوجه نشم، باز هم مشکلی نیست چک شدنم. این نظرم کاملا سلیقه اییه و قطعا برای طرف مقابل، این حق رو قاءل هستم که به هیچ وجه به حریم خصوصیش مثل گوشی و تبلت و لپ تاپش نزدیک نشم... اینو گفتم چون به نظرم عنوان این داستان صوتی، خ... ادامه

فاطمه الف

6 سال پیش

خیلی خوب بود... به نظر من مثلا اگه گوشی آدم بیست بار هم زنگ بخوره، همسر نباید سرش رو بکنه توش که ببینه کیه... و در ازای اون اعتماد، میتونیم یک در میلیون، وقتی گوشیمون زنگ میخوره، به جای اینکه خودمون بریم سمتش، به همسر بگیم: میشه گوشیم رو بدی بهم؟ ولی کلا بی اعتمادی و شک و تهمت، عشق رو از بین می بره و دیگه هرگز اون رابطه، مثل قبل نخواهد شد...

elham rezaei

6 سال پیش

خیلی خوب و آموزنده بود :)