علاءالدین و چراغ جادو
shenoto.com

علاءالدین و چراغ جادو

4

2,096

5 سال پیش

توضیحات

علاءالدین و چراغ جادوعلاءالدینء الدین و چراغ جادوروزی بود و روزگاری در مرکز یکی از بزرگترین استان های چین مرد خیاطی زندگی می کرد به نام مصطفی که شغلش خیاطی بود و بدین ترتیب امورات زندگی اش می گذشت . مصطفی خیاط تنها یک فرزند داشت که آن هم پسر بود و اسمش را گذاشته بود علاءالدین . پس از این که علاءالدین بزرگ و بزرگ تر شد پسری شد تن پرور و بیکار و ولگرد . همه کارش این بود که بخورد و بخوابد و با بچه های ول و بی سروته، توی خیابان ها پرسه بزند . مصطفی دوست داشت که علاءالدین پیش او باشد و خیاطی یاد بگیرد ولی نصیحت های مصطفی به گوشش فرو نرفت که نرفت . حدود پانزده ، شانزده ساله بود که مصطفی دار فانی را وداع کرد و بار سنگین زندگی افتاد به گردن مادرش . مادر نخ ریسی می کرد و نخ ها را می برد بازار و می فروخت و با پول اندکش امورات زندگی را می گذراند ولی علاءالدین بدون هیچ مانعی ، راست راست توی خیابانها ول می گشت . روزی ، رهگذری چشمش به علاءالدین افتاد و مدتی او را زیر نظر گرفت ، آن شخص ،جادوگر پیر بزرگی بود از کشور آفریقا که به علم قیافه شناسی هم کاملاً آشنا بود ، وقتی خوب علاءالدین را ورانداز کرد ، مطمین شد که او تنها کسی است که می تواند او را به هدفش برساند . جادوگر پیر پس از تحقیق و جستجو توانست نام پدر علاءالدین و از وضعیت زندگی او کاملاً اطلاع پیدا کند .بنابرین ، یک روز علاءالدین را صدا زد و گفت :" تو پسر مصطفی نیستی ؟" علاءالدین جواب داد : "بله . ولی او مدت هاست که فوت کرده است ". جادوگر پیر با شنیدن این حرف او را بغل کرد و گریه و زاری و شیون سر داد که پسرم ، من عموی تو هستم ، سال های سال من خارج از وطن بودم .......... ادامه این داستان هیجان انگیز رو در این پادکست بشنوید.............

گویندگان:

-

تاریخ انتشار:

5 سال پیش

Shenoto Plus

قسمت‌ها

1

علاءالدین و چراغ جادو


2,096
4
00:32:37
shenoto album comment

نظرات

Hannan

3 ماه پیش

Hannan

3 ماه پیش

آثار نادر برهانی مرند رو بهتون پیشنهاد میکنم که اصلا از وقتی که میذارین پشیمون نمیشین افسانه ایرج،بهرام گور،فرار از زندان،روز شغال،آرزو های بزرگ،سمرقند،قاضی و جلادش،انگشت اتهام،اتاق در بسته،و....... حتما استفاده کنین. یا علی


برای ارسال نظر ابتدا باید وارد حساب کاربری خود شوید.