در دوران پرزرقوبرق پهلوی دوم، زمانی که ایران قرار بود ویترین مدرنیته در خاورمیانه باشد، زنان بهعنوان نماد این تجدد، نه در جایگاه انسانهای مستقل، بلکه بهعنوان ابزاری برای نمایش تصویر اروپایی از کشور به کار گرفته شدند. در دوران پهلوی دوم، جایی که مدرنیته از سر و روی خیابانهای تهران میچکید و «زن ایرانیِ مدرن» همچون تابلویی اروپایی در قاب حکومت خودنمایی میکرد، اعلیحضرت با درایت و نبوغی کمنظیر، زنان را از چهاردیواری سنت به میدانهای رژه و میهمانیهای دربار هدایت کرد. در این دوران طلایی، زن نهفقط مادر، بلکه نمادی بود از ترقی، زیبایی و البته ابزاری برای فخر فروختن به غرب. روزنامهها از «زن مترقی ایرانی» مینوشتند، درحالیکه بسیاری از این زنان در دفاتر حکومتی و مجالس شبانه، به عنوان اسباب تجمل، نقش خود را ایفا میکردند. در این قسمت، نظرات یک بانوی فرهیخته درباره پیشرفتهای شگرف حقوق زنان را خواهید شنید—پیشرفتهایی که اگر کمی دقیقتر بنگریم، بیشتر به قیمت استثمار جسمی و روانی آنان تمام شد! از مانکنهای محافل اشرافی گرفته تا دخترانی که در ویترینهای رسمی و غیررسمی حکومت برای جلب حمایت غربیها به نمایش گذاشته میشدند. این روایت، نه از پیشرفت، بلکه از بهرهکشی سیستماتیکی میگوید که در پس نقاب آزادی، زنان را به کالای تبلیغاتی تبدیل کرد؛ داستانی که کمتر گفته شده اما هنوز در حافظه تاریخی ایران زنده است.
اولین نفر کامنت بزار
تمامی حقوق این وبسایت متعلق به شنوتو است