غزل و تعبیر شماره 470
play_arrow

غزل و تعبیر شماره 470 این آلبوم بهادار می‌باشد

غزل و تعبیر شماره 470 این آلبوم بهادار می‌باشد

1 ماه پیش
keyboard_arrow_down
  • share
  • code
  • play_arrow4
  • thumb_up 0
  • more_vert

غزل شماره 470: سينه مالامال درد است ای دريغا مرهمی دل ز تنهايی به جان آمد خدا را همدمی چشم آسايش که دارد از سپهر تيزرو ساقيا جامی به من ده تا بياسايم دمی زيرکی را گفتم اين احوال بين خنديد و گفت صعب روزی بوالعجب کاری پريشان عالمی سوختم در چاه صبر از بهر آن شمع چگل شاه ترکان فارغ است از حال ما کو رستمی در طريق عشقبازی امن و آسايش بلاست ريش باد آن دل که با درد تو خواهد مرهمی اهل کام و ناز را در کوی رندی راه نيست ره روی بايد جهان سوزی نه خامی بی‌غمی آدمی در عالم خاکی نمی‌آيد به دست عالمی ديگر ببايد ساخت و از نو آدمی خيز تا خاطر بدان ترک سمرقندی دهيم کز نسيمش بوی جوی موليان آيد همی گريه حافظ چه سنجد پيش استغنای عشق کاندر اين دريا نمايد هفت دريا شبنمی تعبیر غزل 470: صبوری در رنج و سختی ها سرانجام نتیجه خوبی می دهد و شما را به هدفی که می خواهید می رساند. امید خود را از دست ندهید و با دوستان مورد اعتماد مشورت کنید تا بهترین تصمیمات را بگیرید. از مشکلات و موانع زندگی فرار نکنید بلکه با مقاومت و سماجت از آن ها عبور نمایید. توکل به خداوند از بهترین کارهایی است که در لجظات دشوار زندگی چاره ساز است.

: موسوی گرمارودی، ندا گلرنگی
…