غزل و تعبیر شماره 460
play_arrow

غزل و تعبیر شماره 460 این آلبوم بهادار می‌باشد

غزل و تعبیر شماره 460 این آلبوم بهادار می‌باشد

4 هفته پیش
keyboard_arrow_down
  • share
  • code
  • play_arrow10
  • thumb_up 0
  • more_vert

غزل شماره 460: سليمی منذ حلت بالعراق الاقی من نواها ما الاقی الا ای ساروان منزل دوست الی رکبانکم طال اشتياقی خرد در زنده رود انداز و می نوش به گلبانگ جوانان عراقی ربيع العمر فی مرعی حماکم حماک الله يا عهد التلاقی بيا ساقی بده رطل گرانم سقاک الله من کاس دهاق جوانی باز می‌آرد به يادم سماع چنگ و دست افشان ساقی می باقی بده تا مست و خوشدل به ياران برفشانم عمر باقی درونم خون شد از ناديدن دوست الا تعسا لايام الفراق دموعی بعدکم لا تحقروها فکم بحر عميق من سواقی دمی با نيکخواهان متفق باش غنيمت دان امور اتفاقی بساز ای مطرب خوشخوان خوشگو به شعر فارسی صوت عراقی عروسی بس خوشی ای دختر رز ولی گه گه سزاوار طلاقی مسيحای مجرد را برازد که با خورشيد سازد هم وثاقی وصال دوستان روزی ما نيست بخوان حافظ غزل‌های فراقی تعبیر غزل 460: به عشق کسی مبتلا شده اید که به شما بی توجهی کرده و نظری به دل بستگی های شما ندارد. اگرچه حاضرید برای رسیدن به یار به هرکاری دست بزنید اما بهتر است دست نگه داشته و او را رها کنید. از لحظات زندگی کمال استفاده را برده و روزهای عمر را به شادی و لذت بگذرانید که عمر کوتاه است. دوستان خوبی دارید، قدرشان را بدانید که شما را به سوی خیر و برکت هدایت می کنند.

: موسوی گرمارودی، ندا گلرنگی
…