غزل و تعبیر شماره 455
play_arrow

غزل و تعبیر شماره 455 این آلبوم بهادار می‌باشد

غزل و تعبیر شماره 455 این آلبوم بهادار می‌باشد

1 ماه پیش
keyboard_arrow_down
  • share
  • code
  • play_arrow6
  • thumb_up 0
  • more_vert

غزل شماره 455: عمر بگذشت به بی‌حاصلی و بوالهوسی ای پسر جام می‌ام ده که به پيری برسی چه شکرهاست در اين شهر که قانع شده‌اند شاهبازان طريقت به مقام مگسی دوش در خيل غلامان درش می‌رفتم گفت ای عاشق بيچاره تو باری چه کسی با دل خون شده چون نافه خوشش بايد بود هر که مشهور جهان گشت به مشکين نفسی لمع البرق من الطور و آنست به فلعلی لک آت بشهاب قبس کاروان رفت و تو در خواب و بيابان در پيش وه که بس بی‌خبر از غلغل چندين جرسی بال بگشا و صفير از شجر طوبی زن حيف باشد چو تو مرغی که اسير قفسی تا چو مجمر نفسی دامن جانان گيرم جان نهاديم بر آتش ز پی خوش نفسی چند پويد به هوای تو ز هر سو حافظ يسر الله طريقا بک يا ملتمسی تعبیر غزل 455: عمر خود را به بطالت می گذرانید و وقت های پرارزش جوانی را در پی چیزهای بی ارزش هستید. اگر قصد رسیدن به مدارج بالا دارید با بزرگان مشورت کرده و از تجربه آن ها بهره مند شوید. کمی ظاهربین هستید و همین باعث شده با دیدن ظاهر زندگی دیگران خود را بی ارزش و کم بشمارید. خودباوری خود را تقویت کنید. به موفقیت های زیادی دست پیدا خواهید کرد و شهرت شما همه جا می پیچد.

: موسوی گرمارودی، ندا گلرنگی
…