غزل و تعبیر شماره 435
play_arrow

غزل و تعبیر شماره 435 این آلبوم بهادار می‌باشد

غزل و تعبیر شماره 435 این آلبوم بهادار می‌باشد

1 ماه پیش
keyboard_arrow_down
  • share
  • code
  • play_arrow10
  • thumb_up 0
  • more_vert

غزل شماره 435: با مدعی مگوييد اسرار عشق و مستی تا بی‌خبر بميرد در درد خودپرستی عاشق شو ار نه روزی کار جهان سر آيد ناخوانده نقش مقصود از کارگاه هستی دوش آن صنم چه خوش گفت در مجلس مغانم با کافران چه کارت گر بت نمی‌پرستی سلطان من خدا را زلفت شکست ما را تا کی کند سياهی چندين درازدستی در گوشه سلامت مستور چون توان بود تا نرگس تو با ما گويد رموز مستی آن روز ديده بودم اين فتنه‌ها که برخاست کز سرکشی زمانی با ما نمی‌نشستی عشقت به دست طوفان خواهد سپرد حافظ چون برق از اين کشاکش پنداشتی که جستی تعبیر غزل 435: گاهی پیش می آید که رفتار مناسبی با دیگران ندارید و در روابط خود زیاده روی می کنید. به سوی خداوند رفته و برای آخرت توشه ای جمع کنید که این دنیا فانی است.از افرادی که قید و بندی نداشته و شما را از خدا دور می کنند برحذر باشید. از خداوند طلب عافیت کنید، بسیاری چیزها برای شما روشن خواهد شد و از این وضع دشوار خارج خواهید شد.

: موسوی گرمارودی، ندا گلرنگی
…