غزل و تعبیر شماره 411
play_arrow

غزل و تعبیر شماره 411 این آلبوم بهادار می‌باشد

غزل و تعبیر شماره 411 این آلبوم بهادار می‌باشد

1 ماه پیش
keyboard_arrow_down
  • share
  • code
  • play_arrow18
  • thumb_up 0
  • more_vert

غزل شماره 411: تاب بنفشه می‌دهد طره مشک سای تو پرده غنچه می‌درد خنده دلگشای تو ای گل خوش نسيم من بلبل خويش را مسوز کز سر صدق می‌کند شب همه شب دعای تو من که ملول گشتمی از نفس فرشتگان قال و مقال عالمی می‌کشم از برای تو دولت عشق بين که چون از سر فقر و افتخار گوشه تاج سلطنت می‌شکند گدای تو خرقه زهد و جام می گر چه نه درخور همند اين همه نقش می‌زنم از جهت رضای تو شور شراب عشق تو آن نفسم رود ز سر کاين سر پرهوس شود خاک در سرای تو شاهنشين چشم من تکيه گه خيال توست جای دعاست شاه من بی تو مباد جای تو خوش چمنيست عارضت خاصه که در بهار حسن حافظ خوش کلام شد مرغ سخنسرای تو تعبیر غزل 411: مدتی است در خودتان فرو رفته و به دیگران بی محلی می کنید، این کار باعث آزار دل و رنجش اطرافیان شده، دست از این کار بردارید زمان توکل و یاری گرفتن از خداوند است. برای رسیدن به موفقیت تلاش کنید. با استعانت از پروردگار متعال و کمک دیگران به زودی به خواسته های دل خواهید رسید.

: موسوی گرمارودی، ندا گلرنگی
…