غزل و تعبیر شماره 409
play_arrow

غزل و تعبیر شماره 409 این آلبوم بهادار می‌باشد

غزل و تعبیر شماره 409 این آلبوم بهادار می‌باشد

4 هفته پیش
keyboard_arrow_down
  • share
  • code
  • play_arrow2
  • thumb_up 0
  • more_vert

غزل شماره 410: ای خونبهای نافه چين خاک راه تو خورشيد سايه پرور طرف کلاه تو نرگس کرشمه می‌برد از حد برون خرام ای من فدای شيوه چشم سياه تو خونم بخور که هيچ ملک با چنان جمال از دل نيايدش که نويسد گناه تو آرام و خواب خلق جهان را سبب تويی زان شد کنار ديده و دل تکيه گاه تو با هر ستاره‌ای سر و کار است هر شبم از حسرت فروغ رخ همچو ماه تو ياران همنشين همه از هم جدا شدند ماييم و آستانه دولت پناه تو حافظ طمع مبر ز عنايت که عاقبت آتش زند به خرمن غم دود آه تو تعبیر غزل 409: راهی که رفته اید با روحیه شما سازگار نیست، انسان آرام و دوستدار صلح هستید اما در مسیری قدم گذاشته اید که سراسر جنگ و تنش و خونریزی است. از راه رفته بازگردید. مدتی است حسرت چیزی داشتن چیزی را می خورید. مراد دل در چند قدمی شما قرار دارد و انشالله به زودی به آن دست پیدا می کنید.

: موسوی گرمارودی، ندا گلرنگی
…