غزل و تعبیر شماره 406
play_arrow

غزل و تعبیر شماره 406 این آلبوم بهادار می‌باشد

غزل و تعبیر شماره 406 این آلبوم بهادار می‌باشد

1 ماه پیش
keyboard_arrow_down
  • share
  • code
  • play_arrow21
  • thumb_up 0
  • more_vert

غزل شماره 406: گفتا برون شدی به تماشای ماه نو از ماه ابروان منت شرم باد رو عمريست تا دلت ز اسيران زلف ماست غافل ز حفظ جانب ياران خود مشو مفروش عطر عقل به هندوی زلف ما کان جا هزار نافه مشکين به نيم جو تخم وفا و مهر در اين کهنه کشته زار آن گه عيان شود که بود موسم درو ساقی بيار باده که رمزی بگويمت از سر اختران کهن سير و ماه نو شکل هلال هر سر مه می‌دهد نشان از افسر سيامک و ترک کلاه زو حافظ جناب پير مغان مامن وفاست درس حديث عشق بر او خوان و ز او شنو تعبیر غزل 406: در حق دوستان کارهای بسیار کرده اید اما پاسخ این خوبی ها را نگرفته اید. آن ها قدر شما را نمی دانند و ارزش کمک هایی که کردید را درک نکرده اند. اما غصه نخورید که کار خیر پاک نمی شود. سفر خوب و سودآوری در پیش دارید که اتفاقات مبارکی در آن رخ می دهد و نیمه گمشده خود را خواهید یافت. روزهای عاشقی در راه است.

: موسوی گرمارودی، ندا گلرنگی
…