غزل و تعبیر شماره 398
play_arrow

غزل و تعبیر شماره 398 این آلبوم بهادار می‌باشد

غزل و تعبیر شماره 398 این آلبوم بهادار می‌باشد

4 هفته پیش
keyboard_arrow_down
  • share
  • code
  • play_arrow10
  • thumb_up 0
  • more_vert

غزل شماره 398: ای نور چشم من سخنی هست گوش کن چون ساغرت پر است بنوشان و نوش کن در راه عشق وسوسه اهرمن بسيست پيش آی و گوش دل به پيام سروش کن برگ نوا تبه شد و ساز طرب نماند ای چنگ ناله برکش و ای دف خروش کن تسبيح و خرقه لذت مستی نبخشدت همت در اين عمل طلب از می فروش کن پيران سخن ز تجربه گويند گفتمت هان ای پسر که پير شوی پند گوش کن بر هوشمند سلسله ننهاد دست عشق خواهی که زلف يار کشی ترک هوش کن با دوستان مضايقه در عمر و مال نيست صد جان فدای يار نصيحت نيوش کن ساقی که جامت از می صافی تهی مباد چشم عنايتی به من دردنوش کن سرمست در قبای زرافشان چو بگذری يک بوسه نذر حافظ پشمينه پوش کن تعبیر غزل 398: از تنبلی و بی خیالی در انجام کارها برحذر باشید و امروز و فردا نکنید. به خداوند پناه ببرید تا با ذکر و عبادت پروردگار از وسوسه شیطان و هوای نفس در امان مانده و به بیراهه کشیده نشوید. قصد انجام کاری دارید که نیاز به اراده آهنین و همت عالی دارد. با بزرگان و افراد با تجربه مشورت کنید تا به مراد دل برسید. لطف پروردگار شامل حال شما خواهد شد.

: موسوی گرمارودی، ایمان اسلام پناه
…