غزل و تعبیر شماره 338
play_arrow

غزل و تعبیر شماره 338 این آلبوم بهادار می‌باشد

غزل و تعبیر شماره 338 این آلبوم بهادار می‌باشد

1 ماه پیش
keyboard_arrow_down
  • share
  • code
  • play_arrow12
  • thumb_up 0
  • more_vert

غزل شماره 338: من دوستدار روی خوش و موی دلکشم مدهوش چشم مست و می صاف بی‌غشم گفتی ز سر عهد ازل يک سخن بگو آن گه بگويمت که دو پيمانه درکشم من آدم بهشتيم اما در اين سفر حالی اسير عشق جوانان مه وشم در عاشقی گزير نباشد ز ساز و سوز استاده‌ام چو شمع مترسان ز آتشم شيراز معدن لب لعل است و کان حسن من جوهری مفلسم ايرا مشوشم از بس که چشم مست در اين شهر ديده‌ام حقا که می نمی‌خورم اکنون و سرخوشم شهريست پر کرشمه حوران ز شش جهت چيزيم نيست ور نه خريدار هر ششم بخت ار مدد دهد که کشم رخت سوی دوست گيسوی حور گرد فشاند ز مفرشم حافظ عروس طبع مرا جلوه آرزوست آيينه‌ای ندارم از آن آه می‌کشم تعبیر غزل 338: روزهای عمر به سرعت می گذرد و ایام جوانی به پایان خواهد رسید، اگر قدر این لحظات را ندانید در آینده دچار خسران و پشیمانی می شود اما دیگر فرصتی برای جبران نخواهد بود. خود را به بی خیالی زده اید، بی خبر از آینده به خوشگذرانی می پردازید و دنبال هوی و هوس خود هستید، از این کارها دست بکشید که عاقبتی جز نگرانی و اضطراب نخواهد داشت.

: موسوی گرمارودی، ایمان اسلام پناه
…