غزل و تعبیر شماره 327
play_arrow

غزل و تعبیر شماره 327 این آلبوم بهادار می‌باشد

غزل و تعبیر شماره 327 این آلبوم بهادار می‌باشد

4 هفته پیش
keyboard_arrow_down
  • share
  • code
  • play_arrow18
  • thumb_up 0
  • more_vert

غزل شماره 327: مرا عهديست با جانان که تا جان در بدن دارم هواداران کويش را چو جان خويشتن دارم صفای خلوت خاطر از آن شمع چگل جويم فروغ چشم و نور دل از آن ماه ختن دارم به کام و آرزوی دل چو دارم خلوتی حاصل چه فکر از خبث بدگويان ميان انجمن دارم مرا در خانه سروی هست کاندر سايه قدش فراغ از سرو بستانی و شمشاد چمن دارم گرم صد لشکر از خوبان به قصد دل کمين سازند بحمد الله و المنه بتی لشکرشکن دارم سزد کز خاتم لعلش زنم لاف سليمانی چو اسم اعظمم باشد چه باک از اهرمن دارم الا ای پير فرزانه مکن عيبم ز ميخانه که من در ترک پيمانه دلی پيمان شکن دارم خدا را ای رقيب امشب زمانی ديده بر هم نه که من با لعل خاموشش نهانی صد سخن دارم چو در گلزار اقبالش خرامانم بحمدالله نه ميل لاله و نسرين نه برگ نسترن دارم به رندی شهره شد حافظ ميان همدمان ليکن چه غم دارم که در عالم قوام الدين حسن دارم تعبیر غزل 327: به تازگی قصد انجام کاری را دارید که دیگران می خواهند شما را از این تصمیم منصرف کنند اما به تصمیمی که گرفته اید ایمان داشته باشید و از موانعی که برای شما ایجاد می کنند رد شوید. دروغ و دورویی عاقبت خوشی به دنبال نخواهد داشت. اگر می خواهید به مراد دل برسید از ریاکاری پرهیز کرده به اندرزهای فرد دلسوز و دانا گوش کنید

: موسوی گرمارودی، ایمان اسلام پناه
…