غزل و تعبیر شماره 325
play_arrow

غزل و تعبیر شماره 325 این آلبوم بهادار می‌باشد

غزل و تعبیر شماره 325 این آلبوم بهادار می‌باشد

4 هفته پیش
keyboard_arrow_down
  • share
  • code
  • play_arrow13
  • thumb_up 0
  • more_vert

غزل شماره 325: گر دست دهد خاک کف پای نگارم بر لوح بصر خط غباری بنگارم بر بوی کنار تو شدم غرق و اميد است از موج سرشکم که رساند به کنارم پروانه او گر رسدم در طلب جان چون شمع همان دم به دمی جان بسپارم امروز مکش سر ز وفای من و انديش زان شب که من از غم به دعا دست برآرم زلفين سياه تو به دلداری عشاق دادند قراری و ببردند قرارم ای باد از آن باده نسيمی به من آور کان بوی شفابخش بود دفع خمارم گر قلب دلم را ننهد دوست عياری من نقد روان در دمش از ديده شمارم دامن مفشان از من خاکی که پس از من زين در نتواند که برد باد غبارم حافظ لب لعلش چو مرا جان عزيز است عمری بود آن لحظه که جان را به لب آرم تعبیر غزل 325: در دوستی از جان مایه می گذارید و هرچه بتوانید برای دوستان انجام می دهید، اما لازم است از یکرنگ بودن آن ها نیز مطمئن شوید که آیا در همه لحظات با شما همراهی می کنند یا فقط شریک شادی و خوشی این روزها هستند. دست به خیر داشته باشید تا بعد از مرگ نیز نام نیک شما به جا بماند. از یاد خدا غافل نشوید و او را عبادت کنید که آرامش دل نزد اوست.

: موسوی گرمارودی، ایمان اسلام پناه
…