غزل و تعبیر شماره 316
play_arrow

غزل و تعبیر شماره 316 این آلبوم بهادار می‌باشد

غزل و تعبیر شماره 316 این آلبوم بهادار می‌باشد

1 ماه پیش
keyboard_arrow_down
  • share
  • code
  • play_arrow18
  • thumb_up 0
  • more_vert

غزل شماره 316: زلف بر باد مده تا ندهی بر بادم ناز بنياد مکن تا نکنی بنيادم می مخور با همه کس تا نخورم خون جگر سر مکش تا نکشد سر به فلک فريادم زلف را حلقه مکن تا نکنی دربندم طره را تاب مده تا ندهی بر بادم يار بيگانه مشو تا نبری از خويشم غم اغيار مخور تا نکنی ناشادم رخ برافروز که فارغ کنی از برگ گلم قد برافراز که از سرو کنی آزادم شمع هر جمع مشو ور نه بسوزی ما را ياد هر قوم مکن تا نروی از يادم شهره شهر مشو تا ننهم سر در کوه شور شيرين منما تا نکنی فرهادم رحم کن بر من مسکين و به فريادم رس تا به خاک در آصف نرسد فريادم حافظ از جور تو حاشا که بگرداند روی من از آن روز که دربند توام آزادم تعبیر غزل 316: در کارها میانه روی و اعتدال داشته باشید و دقت کنید. از عجله کردن بپرهیزید. دوستان دلسوز و وفادار را حفظ کنید زیرا همین دوستان در روزهای فقر و نیاز به یاری شما خواهند آمد. برای پیروزی در کارها با افراد باتجربه مشورت کنید و از غرور و خودبینی دوری کنید که عاقبت خوشی برای شما نخواهد داشت.

: موسوی گرمارودی، ایمان اسلام پناه
…