غزل و تعبیر شماره 278
play_arrow

غزل و تعبیر شماره 278 این آلبوم بهادار می‌باشد

غزل و تعبیر شماره 278 این آلبوم بهادار می‌باشد

1 ماه پیش
keyboard_arrow_down
  • share
  • code
  • play_arrow10
  • thumb_up 0
  • more_vert

غزل شماره 278: شراب تلخ می‌خواهم که مردافکن بود زورش که تا يک دم بياسايم ز دنيا و شر و شورش سماط دهر دون پرور ندارد شهد آسايش مذاق حرص و آز ای دل بشو از تلخ و از شورش بياور می که نتوان شد ز مکر آسمان ايمن به لعب زهره چنگی و مريخ سلحشورش کمند صيد بهرامی بيفکن جام جم بردار که من پيمودم اين صحرا نه بهرام است و نه گورش بيا تا در می صافيت راز دهر بنمايم به شرط آن که ننمايی به کج طبعان دل کورش نظر کردن به درويشان منافی بزرگی نيست سليمان با چنان حشمت نظرها بود با مورش کمان ابروی جانان نمی‌پيچد سر از حافظ وليکن خنده می‌آيد بدين بازوی بی زورش تعبیر غزل 278: زندگی را سخت نگیرید که ارزش این همه رنج را ندارد. برای دو روزه دنیای فانی حق دیگران را پایمال نکنید. از ظاهربینی پرهیز کنید و فریب ظواهر دنیا را نخورید. از رویاهای محال دست بردارید. اسرار خود را برای نامحرم فاش نکنید. مدتی است سر دوراهی قرار گرفته اید، سعی کنید اعتماد به نفس خود را حفظ کرده و با خداوند توکل داشته باشید. از افراد حسود دوری کنید.

: موسوی گرمارودی، الیاس گرجی
…