search
غزل و تعبیر شماره 267
play_arrow

غزل و تعبیر شماره 267 این آلبوم بهادار می‌باشد

غزل و تعبیر شماره 267 این آلبوم بهادار می‌باشد

7 ماه پیش
keyboard_arrow_down
  • share
  • code
  • play_arrow22
  • thumb_up 0
  • more_vert

غزل شماره 267: ای صبا گر بگذری بر ساحل رود ارس بوسه زن بر خاک آن وادی و مشکين کن نفس منزل سلمی که بادش هر دم از ما صد سلام پرصدای ساربانان بينی و بانگ جرس محمل جانان ببوس آن گه به زاری عرضه دار کز فراقت سوختم ای مهربان فرياد رس من که قول ناصحان را خواندمی قول رباب گوشمالی ديدم از هجران که اينم پند بس عشرت شبگير کن می نوش کاندر راه عشق شب روان را آشنايی‌هاست با مير عسس عشقبازی کار بازی نيست ای دل سر بباز زان که گوی عشق نتوان زد به چوگان هوس دل به رغبت می‌سپارد جان به چشم مست يار گر چه هشياران ندادند اختيار خود به کس طوطيان در شکرستان کامرانی می‌کنند و از تحسر دست بر سر می‌زند مسکين مگس نام حافظ گر برآيد بر زبان کلک دوست از جناب حضرت شاهم بس است اين ملتمس تعیبر غزل 267: انتظار شما را بی طاقت کرده و در استرس و نگرانی هستید که آیا معشوق نیز شما را دوست دارد یا خیر. در عشق و عاشقی درد و رنج طبیعی است، اندوهگین نباشید، به زودی خبرهای خوبی به شما خواهد رسید و لطف شخصی شامل حال شما خواهد شد. آینده خوبی در پیش داری و با تلاش و کوشش به جایی خواهید رسید که دیگران حیرت زده خواهند شد. به شرط آن که ترس را کنار گذاشته و سختی های مسیر را تحمل کنید.

: موسوی گرمارودی، الیاس گرجی
…