غزل و تعبیر شماره 239
play_arrow

غزل و تعبیر شماره 239 این آلبوم بهادار می‌باشد

غزل و تعبیر شماره 239 این آلبوم بهادار می‌باشد

1 ماه پیش
keyboard_arrow_down
  • share
  • code
  • play_arrow21
  • thumb_up 0
  • more_vert

غزل شماره 239: رسيد مژده که آمد بهار و سبزه دميد وظيفه گر برسد مصرفش گل است و نبيد صفير مرغ برآمد بط شراب کجاست فغان فتاد به بلبل نقاب گل که کشيد ز ميوه‌های بهشتی چه ذوق دريابد هر آن که سيب زنخدان شاهدی نگزيد مکن ز غصه شکايت که در طريق طلب به راحتی نرسيد آن که زحمتی نکشيد ز روی ساقی مه وش گلی بچين امروز که گرد عارض بستان خط بنفشه دميد چنان کرشمه ساقی دلم ز دست ببرد که با کسی دگرم نيست برگ گفت و شنيد من اين مرقع رنگين چو گل بخواهم سوخت که پير باده فروشش به جرعه‌ای نخريد بهار می‌گذرد دادگسترا درياب که رفت موسم و حافظ هنوز می‌نچشيد تعبیر غزل 239: بعد از هر سختی و غصه ای، آسایش و راحتی خواهد بود، نگران نباشید که روزهای رنج و درد خواهد گذشت. به زودی وصال یار حاصل شده و به مقصود خود می رسید. از لحظات زندگی نهایت استفاده را ببرید و از فرصت ها بهره بگیرید. روزهای جوانی به سرعت می گذرد، اگر از این زمان استفاده نکرده تنبلی کنید بعدا افسوس خواهید خورد و پشیمانی سودی ندارد.

: موسوی گرمارودی، الیاس گرجی
…