غزل و تعبیر شماره 238
play_arrow

غزل و تعبیر شماره 238 این آلبوم بهادار می‌باشد

غزل و تعبیر شماره 238 این آلبوم بهادار می‌باشد

4 هفته پیش
keyboard_arrow_down
  • share
  • code
  • play_arrow16
  • thumb_up 0
  • more_vert

غزل شماره 238: جهان بر ابروی عيد از هلال وسمه کشيد هلال عيد در ابروی يار بايد ديد شکسته گشت چو پشت هلال قامت من کمان ابروی يارم چو وسمه بازکشيد مگر نسيم خطت صبح در چمن بگذشت که گل به بوی تو بر تن چو صبح جامه دريد نبود چنگ و رباب و نبيد و عود که بود گل وجود من آغشته گلاب و نبيد بيا که با تو بگويم غم ملالت دل چرا که بی تو ندارم مجال گفت و شنيد بهای وصل تو گر جان بود خريدارم که جنس خوب مبصر به هر چه ديد خريد چو ماه روی تو در شام زلف می‌ديدم شبم به روی تو روشن چو روز می‌گرديد به لب رسيد مرا جان و برنيامد کام به سر رسيد اميد و طلب به سر نرسيد ز شوق روی تو حافظ نوشت حرفی چند بخوان ز نظمش و در گوش کن چو مرواريد تعبیر غزل 238: اگرچه تاکنون خیلی غم و اندوه کشیده اید و دنیا به کام شما نبوده اما ناامید نباشید که به زودی بخت به شما روی می آورد. برای رسیدن به هدف اگر یک راه جواب نداد راه های دیگر را امتحان کنید تا بالاخره به نتیجه برسید. راه عشق راهی سخت و پرخطر است اما با صبوری و توکل بر خداوند به مراد دل خواهید رسید. وسواس و دودلی را از خود دور کنید و بی حوصله نباشید.

: موسوی گرمارودی، الیاس گرجی
…