search
غزل و تعبیر شماره 213
play_arrow

غزل و تعبیر شماره 213 این آلبوم بهادار می‌باشد

غزل و تعبیر شماره 213 این آلبوم بهادار می‌باشد

7 ماه پیش
keyboard_arrow_down
  • share
  • code
  • play_arrow22
  • thumb_up 1
  • more_vert

غزل شماره 213: گوهر مخزن اسرار همان است که بود حقه مهر بدان مهر و نشان است که بود عاشقان زمره ارباب امانت باشند لاجرم چشم گهربار همان است که بود از صبا پرس که ما را همه شب تا دم صبح بوی زلف تو همان مونس جان است که بود طالب لعل و گهر نيست وگرنه خورشيد همچنان در عمل معدن و کان است که بود کشته غمزه خود را به زيارت درياب زان که بيچاره همان دل‌نگران است که بود رنگ خون دل ما را که نهان می‌داری همچنان در لب لعل تو عيان است که بود زلف هندوی تو گفتم که دگر ره نزند سال‌ها رفت و بدان سيرت و سان است که بود حافظا بازنما قصه خونابه چشم که بر اين چشمه همان آب روان است که بود تبعیر غزل 213: قصد انجام کاری کرده اید که لازم است قبل از شروع حتما تمام جوانب را بسنجید و بی گدار به آب نزنید. اگر بدون تفکر قدم در راه بگذارید احتمال شکست خیلی بالا خواهد بود. نگران سختی های مسیر نباشید زیرا همه مشکلات با درایت حل خواهند شد. اسرار دل را با هر کسی در میان نگذارید. گاهی اوقات بسیار نگران می شوید به گونه ای که تمرکز خود را از دست داده و رشته کار از دست شما خارج می شود. بیهوده روی مسائل کوچک زندگی حساس نباشید.

: موسوی گرمارودی، الیاس گرجی
…