search
غزل و تعبیر شماره 203
play_arrow

غزل و تعبیر شماره 203 این آلبوم بهادار می‌باشد

غزل و تعبیر شماره 203 این آلبوم بهادار می‌باشد

7 ماه پیش
keyboard_arrow_down
  • share
  • code
  • play_arrow18
  • thumb_up 0
  • more_vert

غزل شماره 203: سال‌ها دفتر ما در گرو صهبا بود رونق ميکده از درس و دعای ما بود نيکی پير مغان بين که چو ما بدمستان هر چه کرديم به چشم کرمش زيبا بود دفتر دانش ما جمله بشوييد به می که فلک ديدم و در قصد دل دانا بود از بتان آن طلب ار حسن شناسی ای دل کاين کسی گفت که در علم نظر بينا بود دل چو پرگار به هر سو دورانی می‌کرد و اندر آن دايره سرگشته پابرجا بود مطرب از درد محبت عملی می‌پرداخت که حکيمان جهان را مژه خون پالا بود می‌شکفتم ز طرب زان که چو گل بر لب جوی بر سرم سايه آن سرو سهی بالا بود پير گلرنگ من اندر حق ازرق پوشان رخصت خبث نداد ار نه حکايت‌ها بود قلب اندوده حافظ بر او خرج نشد کاين معامل به همه عيب نهان بينا بود تعبیر غزل 203: مدتی هست از زندگی ات راضی نیستید و احساس سرگردانی می کنید و گمان می کنید اطرافیان با ترحم و دلسوزی با شما رفتار می کنند. زندگی بدون هدف باعث خستگی شما شده است. خودتان را دست کم نگیرید و به استعدادهای خود ایمان داشته باشید. اگر در راه علم و دانش قدم بردارید به شهرت خواهید رسید. ناامیدی را از خود دور کنید و شک و تردید را کنار بگذارید. خداوند یار و یاور شماست

: موسوی گرمارودی، الیاس گرجی
…