غزل و تعبیر شماره 191
play_arrow

غزل و تعبیر شماره 191 این آلبوم بهادار می‌باشد

غزل و تعبیر شماره 191 این آلبوم بهادار می‌باشد

4 هفته پیش
keyboard_arrow_down
  • share
  • code
  • play_arrow18
  • thumb_up 0
  • more_vert

غزل شماره 191: آن کيست کز روی کرم با ما وفاداری کند بر جای بدکاری چو من يک دم نکوکاری کند اول به بانگ نای و نی آرد به دل پيغام وی وان گه به يک پيمانه می با من وفاداری کند دلبر که جان فرسود از او کام دلم نگشود از او نوميد نتوان بود از او باشد که دلداری کند گفتم گره نگشوده‌ام زان طره تا من بوده‌ام گفتا منش فرموده‌ام تا با تو طراری کند پشمينه پوش تندخو از عشق نشنيده‌است بو از مستيش رمزی بگو تا ترک هشياری کند چون من گدای بی‌نشان مشکل بود ياری چنان سلطان کجا عيش نهان با رند بازاری کند زان طره پرپيچ و خم سهل است اگر بينم ستم از بند و زنجيرش چه غم هر کس که عياری کند شد لشکر غم بی عدد از بخت می‌خواهم مدد تا فخر دين عبدالصمد باشد که غمخواری کند با چشم پرنيرنگ او حافظ مکن آهنگ او کان طره شبرنگ او بسيار طراری کند تعبیر غزل 191: راز دل خود را نزد هر کسی فاش نکنید که برخی افراد دنبال سواستفاده هستند و اعتماد کردن به آن ها غم و اندوه برای شما به همراه خواهد داشت. مراقب حیله های حسودان باشید. تلاش کنید دوستی مورد اعتماد و باوفا پیدا کنید تا گره از کار شما بگشاید نه اینکه خودش باری بر دوش شما گردد. شاید به نظر برسد دیگران ارزش واقعی شما را نمی دانند اما اندوهگین نباشید، آینده روشنی در انتظار شماست.

: موسوی گرمارودی، امیر رضایی
…