غزل و تعبیر شماره 168
play_arrow

غزل و تعبیر شماره 168 این آلبوم بهادار می‌باشد

غزل و تعبیر شماره 168 این آلبوم بهادار می‌باشد

4 هفته پیش
keyboard_arrow_down
  • share
  • code
  • play_arrow22
  • thumb_up 0
  • more_vert

غزل شماره 168: گداخت جان که شود کار دل تمام و نشد بسوختيم در اين آرزوی خام و نشد به لابه گفت شبی مير مجلس تو شوم شدم به رغبت خويشش کمين غلام و نشد پيام داد که خواهم نشست با رندان بشد به رندی و دردی کشيم نام و نشد رواست در بر اگر می‌طپد کبوتر دل که ديد در ره خود تاب و پيچ دام و نشد بدان هوس که به مستی ببوسم آن لب لعل چه خون که در دلم افتاد همچو جام و نشد به کوی عشق منه بی‌دليل راه قدم که من به خويش نمودم صد اهتمام و نشد فغان که در طلب گنج نامه مقصود شدم خراب جهانی ز غم تمام و نشد دريغ و درد که در جست و جوی گنج حضور بسی شدم به گدايی بر کرام و نشد هزار حيله برانگيخت حافظ از سر فکر در آن هوس که شود آن نگار رام و نشد تعبیر غزل 168: اگرچه به نتیجه مورد نظر خود نرسیده اید اما در این راه تلاش خود را کرده اید و نباید غمگین و ناامید باشید. از گذشته و شکست های آن درس عبرت گرفته و اشکال کار خود را بفهمید تا بتوانید اشتباهات را جبران کرده و به مراد دل خود برسید. گاهی اوقات رسیدن به بعضی نیت ها به صلاح نیست و در تقدیر انسان نوشته نشده، در این لحظات باید دست از لجاجت برداشته و با فکر و سرعت عمل مقدمات آن چیزی که به صلاح است را فراهم کنید. سعی کنید نقاط ضعف خود را کشف کرده و در برطرف کردن آن ها بکوشید.

: موسوی گرمارودی، امیر رضایی
…