غزل و تعبیر شماره 162
play_arrow

غزل و تعبیر شماره 162 این آلبوم بهادار می‌باشد

غزل و تعبیر شماره 162 این آلبوم بهادار می‌باشد

1 ماه پیش
keyboard_arrow_down
  • share
  • code
  • play_arrow22
  • thumb_up 0
  • more_vert

غزل شماره 162: خوش آمد گل وز آن خوشتر نباشد که در دستت بجز ساغر نباشد زمان خوشدلی درياب و در ياب که دايم در صدف گوهر نباشد غنيمت دان و می خور در گلستان که گل تا هفته ديگر نباشد ايا پرلعل کرده جام زرين ببخشا بر کسی کش زر نباشد بيا ای شيخ و از خمخانه ما شرابی خور که در کوثر نباشد بشوی اوراق اگر همدرس مايی که علم عشق در دفتر نباشد ز من بنيوش و دل در شاهدی بند که حسنش بسته زيور نباشد شرابی بی خمارم بخش يا رب که با وی هيچ درد سر نباشد من از جان بنده سلطان اويسم اگر چه يادش از چاکر نباشد به تاج عالم آرايش که خورشيد چنين زيبنده افسر نباشد کسی گيرد خطا بر نظم حافظ که هيچش لطف در گوهر نباشد تعبیر غزل 162: اندوهگین نباشید که این دنیا ارزش غم و غصه خوردن ندارد. روزهای جوانی یکی پس از دیگری می گذرند و اگر قدر آن را ندانید در آینده حسرت این روزها را خواهید خورد. نذر خود را ادا کنید. ارزش خود را پایین نیاورید. کمک به افراد تنگدست و انفاق کردن در راه خدا باعث افزایش عمر شما خواهد شد. امیدتان به خدا باشد و با یاد خدا باطن خود را جلا دهید. برای داشتن آینده نیکو تلاش و اراده قوی لازم است.

: موسوی گرمارودی، امیر رضایی
…