غزل و تعبیر شماره 124
play_arrow

غزل و تعبیر شماره 124 این آلبوم بهادار می‌باشد

غزل و تعبیر شماره 124 این آلبوم بهادار می‌باشد

1 ماه پیش
keyboard_arrow_down
  • share
  • code
  • play_arrow9
  • thumb_up 0
  • more_vert

غزل شماره 124: آن که از سنبل او غاليه تابی دارد باز با دلشدگان ناز و عتابی دارد از سر کشته خود می‌گذری همچون باد چه توان کرد که عمر است و شتابی دارد ماه خورشيد نمايش ز پس پرده زلف آفتابيست که در پيش سحابی دارد چشم من کرد به هر گوشه روان سيل سرشک تا سهی سرو تو را تازه‌تر آبی دارد غمزه شوخ تو خونم به خطا می‌ريزد فرصتش باد که خوش فکر صوابی دارد آب حيوان اگر اين است که دارد لب دوست روشن است اين که خضر بهره سرابی دارد چشم مخمور تو دارد ز دلم قصد جگر ترک مست است مگر ميل کبابی دارد جان بيمار مرا نيست ز تو روی سال ای خوش آن خسته که از دوست جوابی دارد کی کند سوی دل خسته حافظ نظری چشم مستش که به هر گوشه خرابی دارد تعبیر غزل 124: شک و تردید را کنار بگذارید و آنقدر مته به خشخاش نزنید! گله و شکایت از مشکلات هیچ دردی را درمان نخواهد کرد. سعی کنید واقع بین بوده و از دوستان صدیق خود کمک بگیرید تا موفق شوید. بخشش و گذشت را سرلوحه کار خودتان قرار دهید. فرصت ها را غنیمت شمرده و کمال استفاده را از روزهای عمر بکنید. در عشق ثابت قدم و صادق باشید و از ریا و دورویی حذر کنید.

: موسوی گرمارودی، امیر رضایی
…