غزل و تعبیر شماره 115
play_arrow

غزل و تعبیر شماره 115 این آلبوم بهادار می‌باشد

غزل و تعبیر شماره 115 این آلبوم بهادار می‌باشد

1 ماه پیش
keyboard_arrow_down
  • share
  • code
  • play_arrow20
  • thumb_up 0
  • more_vert

غزل شماره 115: درخت دوستی بنشان که کام دل به بار آرد نهال دشمنی برکن که رنج بی‌شمار آرد چو مهمان خراباتی به عزت باش با رندان که درد سر کشی جانا گرت مستی خمار آرد شب صحبت غنيمت دان که بعد از روزگار ما بسی گردش کند گردون بسی ليل و نهار آرد عماری دار ليلی را که مهد ماه در حکم است خدا را در دل اندازش که بر مجنون گذار آرد بهار عمر خواه ای دل وگرنه اين چمن هر سال چو نسرين صد گل آرد بار و چون بلبل هزار آرد خدا را چون دل ريشم قراری بست با زلفت بفرما لعل نوشين را که زودش باقرار آرد در اين باغ از خدا خواهد دگر پيرانه سر حافظ نشيند بر لب جويی و سروی در کنار آرد تعبیر غزل 116: یک روز همه چیز موافق توست و دنیا به کام، روزی دیگر زمین و زمان بر علیه تو و اوضاع نابسامان! این رسم روزگار است که خوشی و ناخوشی همیشه در کنار هم خواهند بود.دوستان شفیق و دلسوز دارید که بسیار به آن ها وابسته اید. شخصیت متعالی اما کینه جو دارید، کینه و کدورت ها را کنار بگذارید تا نام نیک از شما به یادگار بماند.هنوز مقدمات ازدواج جور نیست

: موسوی گرمارودی، امیر رضایی
…